|
|
|
|
|
به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی
چي ميشد گر دل اشفته ي من به شهر چشماي تو عادت نميكرد تقديم به تمام كسايكه يه روزي دلشون شكست و هرگز زخم دلشان مرحمي نداشت |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
بودیم و کسی پاس نمی داش که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
|
||
|
|
|
|
|
آدمك آخر دنياست ، بخند آدمك مرگ همينجاست ، بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست ، بخند دست خطي كه تو را عاشق كرد شوخي ِ كاغذي ِ ماست ، بخند فكر كن درد تو ارزشمند است فكر كن گريه چه زيباست ، بخند صبح فردا به شبت نيست كه نيست تازه انگار كه فرداست ، بخند راستي آنچه به يادت داديم پر زدن نيست كه درجاست ، بخند آدمك نغمه ي آغاز نخوان به خدا آخر دنياست ، بخند |
||
|
|
|
|
|
اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم از دلت بردارم.
اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم. اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم. اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم. ولی..ولی.. ولی.. افسوس که نه بارانم. نه اشکم. نه گل و نه عشق اما هرچه هستم دوستت دارم .... دوستت دارم
|
||