تبليغاتX
مکتب عشق... - سرنوشت...
عشق سراب امروز...

سرنوشت، ننوشت ... گر نوشت، بد نوشت .....

اما باور کن : سرنوشت را نميتوان از سر نوشت.

آدمـک آخــرِ دنیــاست، بخند
آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند
آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند
دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـیِ کاغــذی ماسـت، بخند
فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گریـه چـه زیباست، بخند
صبحِ فردا به شبت نیست که نیست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند
راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم
پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند
آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنیـاست، بخند ....


+ نوشته شده در  Tue 23 Jan 2007ساعت 9:42 بعد از ظهر  توسط هانیه  |